رنگ سبز بهار
زندگی بی عشق شوره زاریست بی سرانجام . تقدیم به رایین و آوین عزیزتر از جانم که با آمدنشان گرمی و عشق را به زندگیمان تزریق کردند.
    


امروز جمعه مراسم آرشام نوه عمه شهناز بود وای که چه نی نی نازی ماشالله. یه نی نی سفید و بور و چشم رنگی مثل عروسک. انشاء الله خدا برا پدر و مادرش نگه داره و زیر سایه پدر و مادرش، بزرگ بشه. خلاصه همراه با آوین جون و رایین جونم . خاله رضوان و مدیسا کوچولو و مامان جون رفتیم اونجا. آوین جونم نمی دونم چرا امروز اینقدر وابسته شده  بود به من و از بغل من جم نمی خورد و تنها برای دیدن نی نی می رفت نزدیک نی نی و بر می گشت. البته آخراش همراه با مدیسا کمی رقصید و به قول خودش شادی کرد. بر عکسش مدیسا از اول تا آخر مراسم دست زد و رقصید. که کلی ازش عکس گرفتم. راستی امروز دیدم داره با خودش زمزمه می کنه: " آفرین  صد آفرین دختر خوب و نازنین فرشته روی زمین"  راستی خاله رضوان هم تو این تعطیلات به خونه مامان جون اسباب کشی کرد که فکر کنم برا رایین جونم مخصوصا" آوین جون  خوب باشه. انشاء الله




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٠ امرداد ۱۳٩۳ توسط رایین و آوین حسنی