رنگ سبز بهار
زندگی بی عشق شوره زاریست بی سرانجام . تقدیم به رایین و آوین عزیزتر از جانم که با آمدنشان گرمی و عشق را به زندگیمان تزریق کردند.

سلام. باز هم رایین جونم به فکر پول در آوردن افتاده و تو این مسیر طرحهای ابتکاری به ذهنش می رسه. چند روز پیش رایین جونم با کاغذ و پنبه و البته چسب برای من جا موبایلی درست کرده بود و کلی با شوق و ذوق داشت طرحش رو برای من توضیح می داد. اینکه قیمتش 2000 تومان اگه خودم بعضی کارهاش رو انجام می دادم و به نوعی تمومش می کردم قیمتش پایین تر بود. قبل از اون موبایل من رو گرفت و کاغذها را با توجه به اندازه موبایلم برش زد و پنبه را هم در جایجای اون قرار داد و استدلالش این بود که پنبه نرم و جوی ضربه را می گیره. خلاصه اینکه اینقدر وقتی داره در مورد طرحش توضیح می ده چنان با مزه و با شوق و ذوق برات توضیح می ده که دوست داری بخوریش و ناخود آگاه لبخند به لبت میاد. برام انگیزه هایش برای پول در آوردن جالبه.این دومین بار که طرح و ایده برای کسب درآمد رو مطرح می کنه و به خاطر همین خیلی دوست دارم درست هدایتش کنم. البته شبش به من می گفت مامانی از تو پول نمی گیرم آخه تو مامانمی. آدم که از مامانش پول نمی گیره. خلاصه کلی بوسش کردم و تو دلم براش آرزوی خوشبختی و موفقیت کردم. دیگه اینکه می گفت مامانی من موبایل هم می تونم درست کنم کافیه شیشه و چوب داشته باشم. فکر کن




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩۳ توسط رایین و آوین حسنی