رنگ سبز بهار
زندگی بی عشق شوره زاریست بی سرانجام . تقدیم به رایین و آوین عزیزتر از جانم که با آمدنشان گرمی و عشق را به زندگیمان تزریق کردند.

سلام. بالاخره اسم رایین جونم رو تو مرکز پرورش خلاقیت کودکان  ثبت نام کردم و با توجه به پرس و جویی که انجام دادم به نظر میاد که بد نباشه و انشاء الله رایین جونم خوشش بیاد و  بدون ناراحتی بر ه و بیاد. البته هر چند که رفتن پرستار رایین جونم با توجه به عمل قلب شوهرش  دلیل اصلیه این کار بود ولی به نظرم با توجه به اینکه یک ماه تا پیش دبستانیش مونده شاید وسیله بشه که رایین جونم مستقل بشه و با آمادگی بیشتری پیش دبستانی رو پشت سر بگذاره انشاء الله

اما آوین جونم چند روز پیش بدون مقدمه اومد پیش من و با لحن با مزه ای که انگار کشف بزرگی کرده باشه گفت:" مامانی عَم مینا شبیه مامانشه" .  عشق مامانی تو ذهن قشنگش قیافه عمه و مادر یزرگش رو تحلیل کرده بود و متوجه شباهت بین اونها شده بود که به نظرم برای سن خودش خیلی جالبه.

دیگه اینکه موقع بدرقه یکی از اقوام با صدای بلند گفت : " زنده باشی"

مورد دیگه اینکه  وقتی کسی و یا خودش غذایی و یا میوه ای می خوره ، خطاب به اون شخص و حتی خودش می گه : " نوش جونت" و نکتهش وقتیه که می بینی  خودت حواست نبوده بهش بگی نوش جونت و این گوش زد  باعث شرمندگی عمیقت می شه. عزیز دل مامانی، عشق من،نفس مامانی همیشه و همه حال زبونت شیرین باشه و  انشاءالله اطرافیانت قدر گل قشنگ و مهربونی  مثل تو رو بدونند. 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۳ توسط رایین و آوین حسنی