رنگ سبز بهار
زندگی بی عشق شوره زاریست بی سرانجام . تقدیم به رایین و آوین عزیزتر از جانم که با آمدنشان گرمی و عشق را به زندگیمان تزریق کردند.

دیشب هم طبق معمول یکی از برنامه های اصلیمون به غیر از کارهای معمول خانه، شام، ... و البته دیدین چندیدن و چند باره CDهای مختلف،  بازی با رایین کوچولو بود. یکی از اون بازیها قایم موشک بازی بود. قاعده این بازی در مورد ما هم اینه که وقتی ما چشم می گذاریم حتی اگه تو دیدمون هم باشه باید به ترتیب همه جا رو به غیر از جایی که رایین قایم شده را بگردیم و آخر سر رایین رو پیدا کنیم.(البته رایین مرتب سر و صدا می کنه و جاشو به هر طریق ممکن اعلان می کنه و ما هم خودمون رو می زنیم به اون راه که متوجه نشدیمچشم). زمانی که من یا پدرش می خواهیم بریم قایم شیم، رایین پیشنهاد می کنه مثلا" برو تو اتاق من. که معمولا" جای زیادی برای قایم شدن نیست و اصولا" هم زود  پیدامون  می کنه. رایین هم کلی ذوق که پیدامون کرده. خلاصه این پروسه چندیدن و چند بار تکرار می شه. اگه سه نفری  باشیم، هم معمولا" منو رایین تو یک تیمیم و پدرش هم تیم  مقابل و گاهی هم رایین نخودی و باز به همین منوال.ولی اینقدر رایین ذوق می کنه که ما هم کلی ذوق میکنیم.  و تو اون لحظه ها همه دغدغه هامون رو فراموش می کنیم.خنده




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠ توسط رایین و آوین حسنی