رنگ سبز بهار
زندگی بی عشق شوره زاریست بی سرانجام . تقدیم به رایین و آوین عزیزتر از جانم که با آمدنشان گرمی و عشق را به زندگیمان تزریق کردند.

سلام. مدتی که به خاطر کارهای عید و برخی مسائل اصلا" وقت نکردم سایت رایین جونم رو به روز کنم.امیدوارم که از این بعد دیگه پیش نیاد.

چند شب پیش با رایین جونم و پدرش رفته بودیم که برای داداشی رایین(پسر عمه اش)، دختر عموش و البته خودش  کادو بگیریم. رایین جونم تو مغازه چند تا اسباب بازی برا خودش برداشت. بچم حسابی ذوق کرد. دستشو انداخته بود دور گردنم و دائم با صدای بلند  به من می گفت:" مامانی قربونت برم. مامانی فدات بشم." و مرتب این کلمات رو تکرار می کرد و منو می بوسید. خلاصه همه با لبخند به ما نگاه می کردند. خانم فروشنده می گفت: خانم قدر پسرتون رو بدونید. خیلی با محبته. آخه بعضی  بچه ها، هر چی هم که براشون بگیری متوجه نیستند و احساس رضایت نمی کنند. و یا خیلی ابراز محبت نمی کنند.

عزیِزِ کوچولوم، امیدوارم که همیشه شاهد شادیهات باشم.الهی که من فدای صفا و محبتت بشم.




نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠ توسط رایین و آوین حسنی