رنگ سبز بهار
زندگی بی عشق شوره زاریست بی سرانجام . تقدیم به رایین و آوین عزیزتر از جانم که با آمدنشان گرمی و عشق را به زندگیمان تزریق کردند.

مدتی که رایین جونم کلاس زبان می ره. این اولین تجربه کلاس رفتن رایین جونم هستش. البته من باید از اول تا آخرش بیرون کلاس وایسم و رایین جونم هر یه ربع بیست دقیقه یکبار با بهانه های مختلف البته  با لحن بامزه ای از خانون معلمش اجازه می گیره و به من سر می زنه . یه بار می گه خانوم معلم اجازه  هست آب بخورم، یه بار می گه خانوم معلم من برم ببینم مامانم چی داره بخورم. یه بار می گه اجازه هست شُکَلات بگیرم، اجازه هست آدامس بگیرم، اجازه هست پسته بگیرم و و و (یکی ندونه می گه این بچه چقدر می خوره و اگه ندیده باشدش فکر می کنه الان چقدر چاقه.فکر کنم رایین جونم کوچکترین شاگرد کلاس باشه.

ولی با همه این حرفا کلی کلمه جدید یاد گرفته. مثل sun flower,sun,star, snail, snake, tree, apple, apple tree,tenise, turtle, spider, socks,tent, toa,...

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ توسط رایین و آوین حسنی