رنگ سبز بهار
زندگی بی عشق شوره زاریست بی سرانجام . تقدیم به رایین و آوین عزیزتر از جانم که با آمدنشان گرمی و عشق را به زندگیمان تزریق کردند.

تازگیها رایین جونم کلی علاقمند به بازیای کامپیوتری و موبایل شده و البته منو پدرش سعی می کنیم که خیلی وقتشو صرف این بازیا نکنه. و با این توضیحات که موبایل و کامپیوتر اشعه داره و برا بدن ضرر دارهٰ و مغز آدمو کوچیک می کنه و آدم رو در کل مریض می کنه و ... سعی می کنیم تا یه جوری قانعش کنیم زیاد  با اینها بازی نکنه. و البته بعضی وقتا قبول می کنه و بعضی وقتا هم نه

چند روز پیش رایین جونم خواب بود و من هم گفتم تا رایین جونم خواب چند تا از کارای کامپیوتریمو انجام بدم. یه دفعه رایین جونم بیدار شد  و در حالی که هنوز چشماشو کامل باز نکرده بود و خواب از سر روش می بارید با حالتی نصیحت گونه خطاب به من گفت: مامانی کامپیوتر ضرر داره. من هم اشتباه می کردم. الان دستات درد می گیره و ....

منم سریع کامپیوتر رو خاموش کردم و گفتم ببخشید مامانی راست می گی

گاهی وقتا بعد از چند دقیقه خودش میاد و کامپیوتر رو خاموش می کنه و بعد با حالتی که مثلا" بدنش درد گرفته میاد میگه: مامانی دستام درد گرفته بود. اشعه استخونامو درد انداخت. (انقدر بامزه و در حالی که چهرشو تو هم کشیده . مثلا"‌داره در می کشه که آدم خندش می گیره) من هم می گم مامانی ببین می گم ضرر داره برات. این اشعه خیلی خطرناکه و سعی می کنم دستشو ماساژ بدم و اونو می بوسم تا خوب شه




نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳٩۱ توسط رایین و آوین حسنی