رنگ سبز بهار
زندگی بی عشق شوره زاریست بی سرانجام . تقدیم به رایین و آوین عزیزتر از جانم که با آمدنشان گرمی و عشق را به زندگیمان تزریق کردند.

بالاخره 24 مهرماه ساعت 9 صبح انتظار رایین جون و البته منو پدرش به پایان رسید و خواهر کوچولو رایین با یه دنیا قشنگی و زیبایی به دنیا اومد و البته با اومدنش من احساس کردم رایین جونم یک شبه بزرگ شد . رفتاراش چنان شبیه آدم بزرگا شده بود که من همش دلم می خواست می تونستم از جام پا شم و بوسش کنم. با دسته گل همراه پدرش اومده بود بیمارستان و سراغ خواهرشو می گرفت و از منو خواهرش فیلم می گرفت و از اینکه می دید من حالم خوب نیست بچم هی سعی می کرد به من محبت کنه و هر چه مادر بزرگش می گفت بریم خونه ما با پلی استیشن داداشیت(پسر عمش)بازی کن نمی رفت. و البته من هم احساس می کردم دلم براش حسابی تنگ شده . البته خواهرش هم چون دید داشیش علاقه به پلی استیشن داره براش کادو یه پلی استیشن گرفته بود. راستی بالاخره اسم خواهر رایین جون رو آوین به  معنی عشق و همچنین زلال و پاک چون آب گذاشتیم. امیدوارم بزرگ شد از این انتخاب ما راضی باشه . از خدا می خوام رایین جونم و آوین جون برای هم خواهر برادرای با محبت و خوبی باشند و البته من همیشه شاهد موفقیت و شادکامی هر دوشون باشم و نیاد روزی که حتی به اندازه یه سر سوزن ناراحتیشون رو ببینم. و همچنین از خدای مهربونم می خوام از تموم آفات حفظشون کنه. الهی آمین




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٩ آبان ۱۳٩۱ توسط رایین و آوین حسنی