رنگ سبز بهار
زندگی بی عشق شوره زاریست بی سرانجام . تقدیم به رایین و آوین عزیزتر از جانم که با آمدنشان گرمی و عشق را به زندگیمان تزریق کردند.

چند روز پیش رایین جونم رفته بود خونه خاله جونش و شب هم با اصرار زیاد موند خونه مامان جون. من که حسابی دلم براش تنگ شده بود رفتم سراغ کامپیوتر و عکسای قدیم رایین جونم و فیلمای قدیمشو مرور کردم.تو یکی از فیلمها رایین جونم نزدیکای 2 سالش بود و با لحن بسیار شیرین بچگونش صحبت می کرد. آنقدر با دیدن فیلم هیجان زده شدم که قابل توصیف نیست. نمی دونم رایین جونم کی بزرگ شد با خودم گفتم چقدر عمر سریع می گذره و ما متوجه اون نیستیم. چقدر لحن بچگونه رایین جون برام شیرین و خاطره انگیز بود. کاش قدر لحظه لحظه های زندگی و با هم بودن رو بدونیم. شاید اگه آینده به این لحظه برگردیم یکی از زیباترین لحظه های زندگیمون باشه در حالی که الان توجهی بهش نمی کنیم. عزیزم رایین جونم و امید و عشق زندگیم آوین جونم دوستتون دارم و همیشه و هر لحظه به یادتونم. امیدوارم همیشه شاد و موفق باشید و با مرور خاطره هاتون همیشه لبخند به لبای من وپدرتون بیاد.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۱ توسط رایین و آوین حسنی