رنگ سبز بهار
زندگی بی عشق شوره زاریست بی سرانجام . تقدیم به رایین و آوین عزیزتر از جانم که با آمدنشان گرمی و عشق را به زندگیمان تزریق کردند.

روز چهار شنبه تولدپرستش، یکی از همکلاسیهای رایین جونم  تو آموزشگاه زبان بود و البته از آوین جونم هم دعوت شده بود. برا همین سه نفری  رفته بودیم جشن تولد. آوین جونم به محض دیدن بادکنکها مرتب می گفت توپ توپ. در نتیجه خال سمیرا مجبور شد تا بادکنکها رو بین بچه ها تقسیم کنه. دیگه اینکه با لحن آهنگین می گفت تولد، تولد. و گاهی هم با ذوق دست می زد. پرستش جون امیدوارم هزارساله شی و البته  زیر سایه پدر مادرت .

دیروز داشتم نماز می خوندم آوین جونم ، طبق معمول اومد کنار من دراز کشید و سرش رو گذاشت روی مهر و به قول خودش الله. بعد از مدتی رفت عروسکش رو آورد و سر عروسکش رو روی مهر می گذاشت و می گفت نی نی الله، یعنی نماز بخون. راستی دندون نیش سمت راستی آوین جوم داره در میاد.

امروز هم آخرین خریدهای عید رایین جونم رو انجام دادیم. یه کفش سورمه ای خوشگل متناسب با تیپ مردونه سورمه ایش که در واقع یه کت تک اسپرت سرمه ای با نوارهای سفید و یه پیرهن چهارونه ای سبز و سورمه ای و یه شلوار لی سرمه ای ... رایین جونم تو این لباس ها یه آقای به تمام معنا می شه.

آوین جونم هم با یه سارافون سفید صورتی به همراه زیر سارافونی صورتی و کفشای خوشگل صورتی، خیلی خیلی خواستنی می شه.امسال هم که طبق معمول عید رو خونه ایم. البته قصدش رو داشتیم که برای اولین بار تو تعطیلات عید مسافرت بریم ولی در آخر به این نتیجه رسیدیم با وجود آوین و البته شلوعی عید خیلی صلاح نیست. انشاء الله بعد




نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٦ اسفند ۱۳٩٢ توسط رایین و آوین حسنی