رنگ سبز بهار
زندگی بی عشق شوره زاریست بی سرانجام . تقدیم به رایین و آوین عزیزتر از جانم که با آمدنشان گرمی و عشق را به زندگیمان تزریق کردند.
   حاجی


حاجی تکیه کلام رایین جونم شده و هر جا بخواد کسی رو صدا کنه می گه حاجی. این حاجی به همه سرایت کرده و مثلا" تو کلاس ژیمناستیک و یا اسکیت همه  همدیگر رو با لفظ حاجی صدا می کنند. البته آوین جونم هم از این مسئله مستثنی نیست و اونم می گه حاجی. دیروز می گفت حاجی کَلَّم.

این مسئله حاجی هم بر می گرده به مکه رفتن رایین جونم. قبل از  مشخص شدن مکه ما ، رایین جونم می گفت مامانی می خوایم حاجی بشیم. و من می گفتم مامانی معلوم نیست . تو دعا کنی مطمئنا" می شیم . بچم با دل پاکش دعا می کرد. بعد از اینکه از طرف اداره سهمیه حج رو به من پیشنهاد دادند و من هم نا امیدانه رفتم تهران ببینم امکان این هست که من همراه با خانواده با فیش های ثبت نامی قبل آنها، زودتر از موعد به مکه برم . دعاهای رایین جونم بی تاثیر نبود و  خیلی راحت کار ما انجام شد و رایین جونم شد حاجی. توی کارت دعوت های سالن هم نوشتیم حاج رایین حسنی. همه ذوق حاج رایین رو می کردند و تا مدتها بهش می گفتند حاج رایین.





نوشته شده در تاريخ شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٢ توسط رایین و آوین حسنی