رنگ سبز بهار
زندگی بی عشق شوره زاریست بی سرانجام . تقدیم به رایین و آوین عزیزتر از جانم که با آمدنشان گرمی و عشق را به زندگیمان تزریق کردند.

سلام. از امشب بازیهای جام جهانی شروع می شه و هنوز نیومده بحثاش تو خونه ما شروع شده. رایین جونم لباس مسی آرژانتین رو گرفته و تقریبا" اکثرا" اون رو تنش می کنه. و یکی از طرفدارهای سفت و سخت آرژانتین و اسپانیا هستش. و تو مسابقات نظرسنجی قبل از مسابقات هم نظرش رو می گه و ما باید اون رو بفرستیم. امیدوارم این دو تیم خوب نتیجه بگیرند و و مدل استقلال رایین جونم رو هرس ندند. این اولین جام جهانی هستش که رایین جونم می بینه و می تونه نظر بده. تو جام جهانی قبلی عشق مامانی خیلی کوچولو بود. مثل الان آوین جونم که متوجه نیست.

آوین جونم هم مدل پدر بزرگ محمد تو سریال ستایش انگشتهای شصت دستش رو،  رو به پایین می گیره و تقریبا" با همون لحن می گه: " اُفتاد؟".چند روز پیش هم همراه رایین جون و آوین جون و پدرشون رفته بودیم اسباب بازی فروشی که برای دو تا گلهای قشنگم اسباب بازی بخریم. آوین جونم که حسابی ورجه ورجه کرد و دائم می رفت از داخل قفسه های پایین کتابها و cdها یکی می آورد و می گفت: " مال کیه؟" و تقریبا" همه اون قفسه ها  رو خالی کرده بود. بنده خدا فروشنده ها هم چیزی نمی گفتند. آخر سر هم کلی ذوق اسباب بازیهاش رو می کرد. و سعی می کرد قطعاتش رو سر هم کنه و با ذوق به باباش می گفت: " بابا ببین بلدم. من می تونم" و باباش هم ذوقش رو می کرد. خوبی اسباب بازیش طوری بود که رایین جونم هم می تونست استفاده کنه و تقریبا" جفتشون رو مشغول کرده بود و برای همین آوین جونی کلی ذوق می کرد که داره با رایین جونم بازی می کنه.




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳ توسط رایین و آوین حسنی