فیلم بازی کردن رایین جونم

دو سه روز پیش رایین جونم به من گفت مامانی من مثلا" می خوابم روی مبل تو منو صدا کن. گفتم باشه. صداش کردم . رایین جون، مادربیدار شو. بعد از دو بار صدا کردن چشمهاشو به حالت نیمه باز در آورد و با حالت خواب آلوده گفت: آخه کی اول صبح بلند می شه. منو پدرش با حالت متعجب به هم نگاه کردیم.

دیروز بعد از مدتها اراک برف بارید و رایین جونم حسابی ذوق کرد که دوباره می تونه آدم برفی درست کنه. عصر که پدرش از سر کار برگشت، رایین جونم رو هم با خودش برد تا برف بازی کنند.شب وقتی برگشتند.دیدم یه مقدار برف تو دستشه.گفت بیا تو خونه آدم برفی درست کنیم. گفتم خوب مادر جون می ریزه رو فرش. رایین جونم گفت: نه نگران نباش.

خلاصه یه آدم برفی کوچولو درست کرد و از کشمش و پوست پسته برای  چشمها و دهنش استفاده کردو که البته سریع هم آب شد.

/ 1 نظر / 2 بازدید
شيطوني

سلام دوست خوبم خيلي وبلاگه خوبي داري موفق و سربلند باشي اگه لايق دونستي به سايته منم سر بزن و خوشحالم ميكني اگه منو بذاري لينك دوستانت قول ميدم دوسته خوبي برات باشم به آينده اميدوار باش برات از خدا ميخواهم به اندازه دلت بهت زيبايي بده اين گل ها تقديم تو باد [گل][گل][گل][گل][گل][گل]