نقاشی کشیدن آوین جونم روی دیوار خونه

سلام. امروز هم که روز تعطیل و البته روز نظافت کلی خونه . در نتیجه رایین جونم و آوین جونی به همراه بابایی رفتند بیرون تا یه دور بزنند و البته من هم به کارهای خونه رسیدگی کنم. که وقتی اومدند پرهان هم همراهشون بود. در نتیجه رایین جونم تا شب با پرهان سرگرم بود. و تو این ساعات حسابی از خجالت فوتبال و بازی  پو و تب لتهاشون در اومدند. نکته جالب تو بازی آفتابه اینکه دایی امیر رو یک کلاه سیاه گیر کرده بود . رایین جونم فوری گفت :" سیاحت"  و ما هم یکی از مراحلش یه لواش به نظر تا شده بود . و رو لبه ها علامت سوال بود. من گفتم لبنان و نشد هر چی فکر کردم چیزی به نظرم نرسید. ظهر که رفتم خونه رایین جونم گفت: "  مامانی یه چیزی بگم مخت دود کنه. " گفتم بگو. گفت: "جواب این مرحل می شه لواشک." خلاصه که واقعا" مخم سوت کشید و البته کلی ذوقشو کردم و بوسیدمش.

 آوین جونم هم که یه خرس صورتی خوشگل خریده بود و یه تعدادی گل سر . که زده بود به موهاشو می گفت: "  خوشِل شدم؟ "بهش گفتم مامانی ماه شدی. که حسابی ذوق کرد. دیشب خرس کوچولوش رو گم کرده بود. به بابایش می گفت :" چرا عروسکای منو می دی به مدیسا؟" بهش گفتم عزیزم عروسکت تو اتاقتِ. باز برای محکم کاری خطاب به پدرش گفت: " دیگه نَدی به مدیسا اسباب بازیای منُ" پدرش هم گفت باشه بابایی. امان از دست این بچه ها. راستی یکی از معضلات جدید ما این روزها با آوین جونم نقاشی روی دیوارِ. تا چشم ما رو دور می بینه می ره یه گوشه دنج و حسابی از خجالت دیوارها بر میاد و هر چی بهش می گیم عزیزم توی دفتر نقاشی بکش و یا حداقل روی سرامیکهای کف نمی شه که نمی شه و تقریبا" کل دیوارها مزین شده به نقاشی ها و البته خط خطی های آوین جونم. مشکلی که هیچ وقت با رایین جونم نداشتیم. و این روزها با توجه به شیطنتهای آوین جونم حسابی به این نتیجه می رسیم که رایین جونم عجب بچه گل و عاقلی بوده . 

/ 1 نظر / 20 بازدید
ارسال ايميل انبوه

ارسال ايميل انبوه با قيمت ارزان و بازدهي عالي http://alphagroup20.mihanblog.com/ AlphaGroup20@yahoo.com