کارهای بچه ها تو این سه روز تعطیلی

سلام،این چند روز تعطیلات، فرصتی بود برای با هم بودن. سه شنبه شب خونه عموی باباجون دعوت بودیم برای افطاری و احیا. رایین جونم که با بچه های هم سن و سال خودش مثل مهزیار، سبحان و ... مشغول بازی و شیطنت بود. آوین جونم هم با مدیسا و چند تا بچه دیگه. این شد که آخر شب به زور بردمش خونه. عشق مامانی، با وجودی که از ساعت خوابش گذشته بود ولی با نق و غُر اومد خونه. مورد دیگه اینکه یکی از گوشواره های آوین جونم از گوشش در اومده بود، با وجودی که دردی نداشت ولی نذاشت تا اون رو بندازم گوشش و هر کاری من و خاله رضوان و زن دایی منصوره کردیم نشد که نشد. این شد که تصمیم گرفتم تو خواب بندازم گوشش. و البته موفق هم شدم. بچه پرو، زن داییش صداش می کرد می اومد پیشش تا می فهمید موضوع انداختن گوشواره است در حالی که لبخندشو حفظ می کرد، یواش یواش می رفت عقب و الفرار. خلاصه که کلی، هم حرس خوردم از دستش سر این موضوع هم تو دلم کلی بهش خندیدم و ذوقشو کردم. راستی رایین جونم هم تو بازی سه شنبه اش یه گل دیگه زد و هفت گله شد، اینبار به صورت گل لایی. چهار شنبه شب هم خونه مادر بودیم. بعد از شام هم رفتیم پارک جنت. اول من  با  رایین جونم بند مینتون بازی کردم و  بابایی هم مواظب آوین جونم بود.بعد مدتی جام رو با بابایی عوض کردم و با آوین جون  بودم. منتها اون رو تو بازی کردن و دوست پیدا کردن آزاد گذاشتم و از دور زیر نظر گرفتمش. این بار سعی کردم تو دوست پیدا کردنش دخالتی نکنم. چرا که احساس کردم داره یواش یواش تبدیل به مسئله بغرنجی می شه. با مشورت با یکی از مشاورین  قرار شد من فقط از دور مواظبش باشم و اگه خودش هم خواست ،من وساطت نکنم و اون رو به خودش واگذار کنم و خیلی دخالتی نکنم و البته نتیجه هم خیلی بهتر بود. با یکی دو نفر دوست شد و کلی با هم بازی کردند. دیروز هم بعد از نظافت و انجام کارهای خونه،  رفتیم خونه مامان جون و بعد از شام برگشتیم خونه.  مدیسا و آوین  هم کلی با هم بازی کردند و هم کلی دعوا. امروز هم که از صبح خونه بودیم. بابایی با رایین جونم مشغول بازی بود و من هم با آوین طلا. شب هم که بعد از افطار، بساط  شام رو بردیم پارک جنت. تا هم شام رو اونجا بخوریم و هم بچه ها بازی کنند. رایین جونم ، مقداری با اسکیتش که البته مدتها بود استفاده نکرده بود بازی کرد و بقیش رو با دوستانش فوتبال بازی کرد. آوین جونم هم با بابابی رفتند محوطه تاب و سرسره . حدودا ساعت 12 از پارک برگشتیم.

/ 1 نظر / 15 بازدید
کریو رایگان

اکانت کریو رایگان...با قابلیت بروز رسانی خودکار nod32‎ http://www.aparat.com/v/TlNic server : kerio.mrtunnel.ir user : public password : secret‎