عید مبعث مبارک

سلام، امروز شنبه و روز مبعث و در نتیجه تعطیلی و  من و رایین جون و آوین  جون کنار همیم. امروز یه لحظه سر سفره صبحانه نمی دونم چرا ذهنم رفت به گذر عمر و چهره معصومانه و بچه گانه  رایین جون  و آوین جون من و برد تو فکر که چقدر این لحظه ها با ارزشند. و شاید یه زمانی حسرت این روز ها رو بخوریم. اینکه این دو تا بچه اند و خدا رو شکر با آرامش کنار همیم. اینکه یواش یواش بچه ها بزرگ می شند و انشاء الله به خوبی می رند سر خونه زندگی خودشون . به رایین جون گفتم: به قول مامان جون این هم یه دورانیه. کاش قدر لحظه لحظه با هم بودن رو بدونیم و برای همدیگه ارزش قائل باشیم. و خواسته و ناخواسته باعث رنجش و آزار هم نشیم. چرا که عمر می گذره  و نکنه حسرت بعضی لحظه ها و داشتن بعضی اطرافیان که برامون ارزشمندند، به دلمون بمونه و یه روزی قدر اونها رو بدونیم که خدایی نکرده دیر باشه.

/ 0 نظر / 12 بازدید