سلام،شروع  این هفته با تعطیلات عاشورا و تاسوعا بود. که با احتساب تعطیلات پنج شنبه و جمعه عملا" چهار روز پشت سر هم در کنار خانواده بودیم. روز جمعه ظهر با توجه به اینکه نازنین زهرا، امسال کلاس اول رفته، قرار شد که به خونه عمو محسن بریم. ناهار رو خونه عمو محسن بودیم و بعد از ظهر به اصرار بچه ها ، به اتفاق خانواده عمو محسن رفتیم کنار رودخانه اسکان از روستاهای بخش شراه. در نتیجه بچه ها حسابی شیطونی کردند. جمعه شب، نذری یکی از عموهای بابایی در اناج دعوت شدیم که با توجه به خواب رفتن بچه ها و خستگی اونها، نشد بریم. روز تاسوعا هم خونه عمو منصور یکی دیگه از عموهای بابایی در اناج نذری دعوت داشتیم. به دعوت اونها، از شنبه ظهر به اونجا رفتیم که ما هم کمی در کارها به اونها کمک کردیم. بعد از کمک ، برای سر زدن به پدر بزرگ بابایی و دیدن عمو ناصر  و خانواده اش که  از تهران اومده بودند به اونجا رفتیم. قرار بود که نذری در مسجد اونجا داده بشه. بعد از خوردن نذری ، علارغم اصرار زیاد عموهای بابایی، شب رو به اراک برگشتیم. روز عاشورا ناهار هم خونه عمو حسن یکی دیگه از عموهای بابایی در اراک دعوت داشتیم. متاسفانه رایین جونم به خاطر شیطنت کنار آب در روز جمعه سرما خورد و از بعد از ظهر روز عاشورا تقریبا" بی حال بود. به ناچار دوشنبه بعد از ظهر رایین جونم رو بردم دکتر. و دوباره باید آنتی بیوتیک بخوره.  فعلا تو این مدت مشقهای رایین جونم زیاد نبوده. مخصوصا"تو  تعطیلات عاشورا تاسوعا با توجه به اینکه تو حفظیات و پرسش معلم مشکلی نداشته تشویق شد و تکلیفی نداشت.

/ 0 نظر / 30 بازدید