کوه رفتن رایین جونم با بابایی

دیروز کلاس ژیمناستیک رایین جونم ، تشکیل نشد و رایین جونم از خدا خواسته با پرهان پسر عمش که اومده بود خونه ما حسابی بازی کرد. که البته شب، شد سرگروه پدرش و حسابی به همراه پدرش نرمش کرد و بعضی از حرکاتش خیلی جالب بود و تو بعضی از حرکات بابایی کم می اورد ولی رایین جونم با توجه به آماده بودنش،بدون کوچکترین  مشکلی اونها رو انجام می داد. بعد هم تمرین بالانس و حرکات ژیمناستیک البته تحت نظر پدرش و بعد هم بیست دقیقه با تردمیل کار کرد و یک جلسه رو جبران کرد. تو بازی آفتابه هم، یکی از مراحلش عکس E بود در حال دویدن. رایین جونم بلافاصله گفت ایران. که کلی ذوقشو کردم. امروز صبح هم به همراه بابایی دو نفری رفتند کوه گردوی اراک، عشق ورزشکار مامانی تا خود قله بدون کمک پدرش رفت و برگشت و بعد از اون هم رفت خونه مادر بزرگش و طبق معمول بازی با پرهان. نکته جالبش اینه که این بچه با خستگی مابینی نداره و بدون اینکه بعد از ظهر استراحت کنه تا 10-11 سرپا  بود و آخر سر هم با غر غر خوابید. من جای اون بودم کم اورده بودم حسابی.

/ 0 نظر / 17 بازدید