مطالعه کردن رایین جون و آوین جونم

سلام، بالاخره آوین جونم رو از شیر گرفتم. عشق مامانی و البته من تونستیم از این مرحله سخت با موفقیت  بگذریم. هر چند آوین جونم هنوز 100 درصد نا امید نشده و هنوز امیدواره. سه شنبه شب، برای اینکه آوین جونم رو از این حال و هوا خارج کنیم، به همراه داداش رایین و بابایی، رفتیم شهربازی کوروش، و آوین جونم کمی بازی کرد. هرچند که آوین جونم کمی بی حوصله بود و مثل همیشه لذت نبرد، ولی باز خوب بود. اگه بشه، امروز بریم بیرون و براش یه لباس خوشگل بگیرم، جایزه اینکه عشق من بزرگتر شده و دیگه داره یواش یواش رو پای خودش می ایسته. عشق من، عزیزم، با هر گریه و بی قراری تو من هم، تو دلم گریه کردم. عزیزم امیدوارم که ناراحتی و غمتو نبینم ولی عشق مامانی، گذر از این مرحله، برات لازم بود. 

اما چند نمونه  از شیرین زبونیهای آوین جونم،  اول اینکه، داداش رایین، رفت از تو کتابخونمون ، یکی از کتابهای تخصصی بابایی رو آورد و روی مبل نشست ، بهش گفتم داری چه کار می کنی؟ گفت دارم مطالعه می کنم. و کلمات انگلیسی کتاب رو داشت دست و پا شکسته می خوند.  آوین جونم هم به تبعیت از داداشش یه کتاب دستش گرفت. بابایی گفت آوین ، تو داری چه کار می کنی؟ گفت: " بابایی مزاحم نشو دارم مطالعه می کنم" باباش هم رفت قلقلکش دادن و گفت حالا داری مطالعه می کنی؟

دیگه اینکه بعد از باخت تیم پرسپولیس ازملوان رایین جونم که خونه مادر بزرگش بود بلند می گفت: " تیمی که از رشت بخوره به درد عمش می خوره"آوین جونم که طبق معمول هر چی بقیه بگن سریع ضبط و پخش می کنه به تبعیت از برادرش گفت: " تیمی که از رشت بخوره به درد عمش می خوره" و چون عکس العمل خوب پدرش رو دید، مرتب اون رو تکرار می کرد. البته رایین جونم بعدش می گفت: " به عمه بیچارش چه کار داری؟ مگه عمش چه گناهی کرده" البته این از دیالوگهای گروه نمایش سامان هست و رایین جونم از اونها در روز جشن نیروگاه یاد گرفته.


/ 0 نظر / 6 بازدید