سلام،این هفته اتفاق خاصی نیفتاد. فقط آوین جونم قرار برای موسیقی بره آموزشگاه مهراس. آوین جونم تو این هفته متاسفانه سرما خورد و چند روزی رو نتونست بره مهد. روز چهارشنبه بعد از ظهر می بایست در محل غرفه پارک در نمایشگاه الکامپ حاضر می شدم. برای همین چهار شنبه صبح لازم نبود برم سر کار. بعد از ظهر من وآوین طلا رفتیم نمایشگاه. آوین جونم حسابی شیطنت کرد . بابایی و رایین جونم هم یه سر به نمایشگاه زدند و  بعد چهار نفری برگشتیم. روز پنج شنبه، طبق معمول هفته های قبل ، بعد از دادن صبحانه بچه ها و نظافت خونه، رایین جونم رو بردم کلاس فوتبال و از اون طرف برای ناهار رفتیم خونه مامان جون. بعد از ظهر هم به همراه آوین جونم رفتیم خونه یکی از دختر عموهای مامان جونم که خونه اشون نزدیک خونه ماست و برای سالگرد فوت شوهرشون مراسم گرفته بود. بابایی هم رایین جونم رو برد کلاس شطرنج. روز جمعه هم به پیشنهاد بابایی قرار شد ناهار ببریم بیرون. آوین جونم اصرار داشت که نازنین زهرا هم بیاد برای همین بعد از هماهنگی با عمو محسن، نازنین زهرا را هم همراه خودمون بردیم. ناهار هم از ایزی دیزی،دیزی گرفتیم و جایی نزدیکی روستای تاج دولتشاه،روستای پدری من رفتیم. چند ساعتی رو بچه ها بازی کردند و بعد از خوردن ناهار و چایی و میوه برگشتیم. شام به اصرار عمو محسن، اونجا موندیم. 

/ 0 نظر / 22 بازدید