شروع ماه رمضان

سلام، ماه رمضان شد و همه جا آکنده از عطر معنویت. خونه ما هم از این قاعده مستثنا نیست. رایین جونم، که تو پیش دبستانی تقریبا نماز رو یاد گرفته، اکثرا موقع نماز خوندن من یا مامان جون ، وضو می گیره و همراه با ما نماز می خونه. و اینقدر قشنگ حمد و سوره و ... رو می خونه که دوست دارم بغلش کنم و ببوسمش. البته به همین دلیل می خوام با یه جایزه قشنگ سوپرایزش کنم. چند شب پیش بعد از افطار و شام ، بچه ها رو بردیم پارک جنت، رایین جونم مرتب می گفت ، مامانی می خوام باهات حرف بزنم در نتیجه بر عکس مواقع دیگه بابایی اوین جون رو برد سمت سرسره و تاب و ... و من و رایین جونم با هم قدم زدیم و کلی حرفهای قشنگ زدیم. از آرزوهامون برای آینده، از اطلاعات عمومی، از خاطرات بچگی و .... وای که این گپ مادر و پسر، چقدر برای من و البته رایین جون جالب بود. و مزش همچنان زیر زبونمه.طوری که شبهای بعد هم همینطوری گذشت. یعنی کنار بازی تنیس و و بعد هم پیاده روی تند با رایین جونم با هم، حرف زدیم. رایین جونم می گفت مامانی من فقط دوست دارم بر تو و بابایی حرف بزنم.عشق من، رایین عزیزتر از جونم، من و بابایی بیشتر از خودت عاشق اینیم که گل قشنگ زندگیمون که البته دیگه داره بزرگ می شه و یواش یواش داره مرد می شه کنارمون باشه و با ما حرف بزنه

/ 1 نظر / 17 بازدید
همراه رایانه

همراه رایانه مرکزی برای پاسخگویی به سوالات رایانه ای تلفن :9099070345 www.poshtyban.ir