کسب مدال طلا در مسابقات آموزشگاه شطرنج توسط رایین جونم

سلام، آخرین هفته از آبان ماه گذشت. روز شنبه مامان جون که چشم راستش کمی تار می دید بردم چشم پزشکی که تشخیص آقای دکتر پاره شدن یکی از رگهای چشمش بود که می بایست تزریق بشه. روز شنبه همچنین آقا مهدی داماد آقا بهزاد از دوستان قدیمی و دوران دانشگاه بابایی که البته خادم امام رضا هم هستند به همراه بعضی از دوستاشون  که اونها هم خادمین حرم امام رضا بودند به مناسبت شهادت امام رضا اومده بودند اراک و قرار بود در امامزاده آمنه خاتون  و مصلا اراک برنامه اجرا کنند. البته اینقدر برنامشون شلوغ و فشرده بود که فرصت نشد بیان خونه ولی قول دادند که یه برنامه و تو یه زمان مناسب حتما" بیان اراک. البته قرار بود آقا بهزاد هم به همراه آقا مهدی بیاد که دقیقه نود برنامش تغییر کرد ولی قول داد تو آذر ماه به همراه خواهرش ملیکا بیان اراک. روز سه شنبه تزریق مامان جون انجام شد. من رایین جونم رو کلاس زبان رسوندم و آوین طلا و مدیسا رو که خونه ما بود بردم کلاس ژیمناستیک و بعد هم کلاس موسیقی. که به جفتشون حسابی خوش گذشته بود. با توجه به تزریق چشم مامان جون برای اینکه به چشمش فشار نیاد چهارشنبه نرفتم سرکار. راستی رایین جونم در روز سه شنبه تو مسابقات شطرنج مدرسه فعلا " تو کلاسشون اول شده و قرارِ با نفر برتر کلاسهای دیگه مسابقه بده تا انشالله در صورت موفق بودن به عضویت تیم مدرسه در بیاد.  انشالله.  پنج شنبه هم صبح رایین جونم رو بردم کلاس فوتبال و از اون طرف ناهار هم رفتیم خونه مامان جون. بعد از ظهر هم بابایی رایین جونم رو برد کلاس شطرنج و من هم به اصرار آوین طلا رو بردم کلاس ژیمناستیک مدیسا.جمعه بعد از ظهر بابایی رایین جونم رو برد مسابقات آخر هفته آموزشگاه شطرنج. خوشبختانه رایین جونم امروز موفق شد طلا بگیره که برای خودش و ما بسیار ارزشمندِ. امیدوارم همیشه و همه حال موفق باشه.


/ 0 نظر / 26 بازدید