سلام، این هفته تقریبا" مشابه هفته های قبل به بردن بچه ها به کلاسهای ورزشی و هنری و پارک گذشت. کلاس رباتیک و خوشنویسی و همینطور سفال نقاشی  با توجه به تمام شدن ترم ، این هفته تشکیل نشد. ترم جدید از هفته  آینده دوشنبه شروع  می شه.  تنها کلاسهای  این هفته زبان و شطرنج و پینگ پونگ رایین جونم و ژیمناستیک و بلز  آوین طلا بود. روز چهار شنبه بعد از شام به اتفاق بعضی دوستان رفتیم پارک مادر. رایین جون و آوین طلا کلی با دوستانشون بازی کردند حوالی ساعت یک و نیم بالاخره تونستیم بچه ها رو  به رفتن خونه راضی کنیم . هوا داره یواش یواش سرد می شه. رایین جونم ، پنج شنبه سرش درد می کرد و کما بیش علایم سرماخوردگی داشت به خاطر همین پنج شنبه و جمعه به استراحت و  دادن دارو ، سوپ و شیره کش گوشت ، شیر گرم، چای عسل آبلیمو، دم کرده آویشن و در کنار اینها بازی شطرنج با رایین جون و عروسک بازی  ... گذشت. راستی دیروز بعد از ظهر به همراه بعضی از دوستان دوران دبیرستان رفتیم کافی شاپ. دیدن دوستان خوب و موفق، حال و هوای آدم رو عوض می کنه. امروز صبح هم بعد از خوردن صبحانه، بابایی دو دست با رایین جونم شطرنج بازی کرد و مات شد. بعد هم تصمیم گرفتیم برای ناهار بریم رستوران دهکده در روستای انجدان از روستاهای نزدیک اراک. دیزی اونجا،حسابی چسبید. بعد هم کمی در کوچه باغهای اونجا چرخیدیم و بعد به سمت اراک حرکت کدیم. رایین جونم اصرار داشت برای مسابقات جمعه بعد از ظهر آموزشگاه شطرنج شرکت کنه. در نتیجه رایین جونم رو جلوی آموزشگاه پیاده کردیم.غروب هم با یک مدال برنز به خونه برگشت. به محض رسیدن متوجه شدم سرش درد می کنه. در نتجه فوری عصرونه ای خورد و خوابید. شب هم دوباره خوراک و دارو آویشن. خدا رو شکر حالش کمی بهتر بود. قرار شد کلاسهای فردا رو نره. 

/ 0 نظر / 6 بازدید