آرایشگاه رفتن آوین جونم برای تولد

دیروز با بابایی و آوین جون رفتیم آرایشگاه مخصوص کودکان و موهای آوین جونم رو کوتاه کردیم. آرایشگاه که در واقع یه نوع شهر بازی جمع و جور بود انواع و اقسام اسباب بازیها بود و آوین جونم که محیط اونجا حسابی براش جذاب بود بدون کوچکترین گریه و بهانه گیری روی صندلیش که در واقع یه ماشین برقی بچگونه بود نشست و منو پدرش هم با زدن آهنگ و درست کردن حباب و فوت کردن آن و دیگر عروسکها و بادکنکها سعی کردیم حواس آوین جونم رو متوجه اونها کنیم و در واقع فرصتی برای بهانه گیری براش نگذاشتیم. خلاصه که ایده این آرایشگاه خیلی ایده جالبیه و البته کار راه انداز که باعث می شه بچه  ذهنیت و خاطره بدی از آرایشگاه و کوتاه کردن مو نداشته باشه

اینم عکسهای مربوط به اون روز


چند روز پیش آوین جونم رو برده بودم دستشویی، وقتی گذاشتمش  بیرون تا دستهامو بشورم آوین جونم با لحن ریتمیک گفت: " من رفتم که رفتم" بهش گفتم چی؟ دوباره با همون لحن گفت: " رفتم که رفتم" بهش می گم این رو از کجا یاد گرفتی ؟ گفت: " از پیشمل تو خاله ستاره"


/ 0 نظر / 17 بازدید