اجرای قصه بزبز قندی

سلام، همانطور که گفتم آوین جونم این روزها به قصه علاقه پیدا کرده و هم دوست داره قصه بشنوه و هم قصه هایی که یاد گرفته رو با آب و تاب تعریف می کنه. و گاها" با هم، این قصه ها رو بازی می کنیم. از جمله این قصه ها قصه بزبز قندیه.من نقش آقا گرگه رو بازی می کنم و آوین جونم نقش شنگول و منگول. من با صدای کلفت می گم بچه ها درو باز کنید. منم مادرتون. غدا آوردم براتون. بعد آوین جونم می گه: " صدای مادر ما نازک و دلنشینِ تو آقا گرگه ای "و بعد راهکار می ده می گه: "  صداتو نازک کن"برای بار بعد اینبار با صدایی نازک می گم بچه ها درو باز کنید. منم مادرتون. غدا آوردم براتون.  اینبار آوین جونم می گه: " اگه راست می گی دستاتو نشون بده" و من مثلا" از زیر در دستامو بهش نشون می دم. آوین جونم می گه: " دستهای  مامان من سفیدِ زیبا و دلنشینِ . دستای تو سیاه و زشته. " خلاصه که خیلی با مزه اجرا می کنه این قصه رو .

/ 0 نظر / 13 بازدید