اومدن نازنین زهرا به خونه ما

سلام، این هفته هم به درس و مشق و تکالیف و کلاس های بچه ها گذشت. روز پنج شنبه، بالاخره کمد اتاق رایین جونم آماده و نصب شد. عمو محسن هم طبق قولی که هفته قبل داده بود نازنین زهرا رو اورد خونه ما تا با آوین جونم بازی کنه که حسابی هم شیطنت کردند. قرار بود عمو محسن و خانمش هم برای شام بیان خونه ما که با توجه به اومدن مهمون براشون نشد و عمو محسن نازنین رو با آه و گریه برد. البته قرار شد هفته بعد دوباره نازنین رو بیاره. با توجه به تموم نشدن کار نصب میز و کمد اتاق رایین جون، و البته بازی استقلال و پرسپولیس، قرار شد بابایی خونه بمونه و من و آوین طلا، همراه با داداشی بریم کلاس شطرنج. شام هم به پیشنهاد آوین طلا رفتیم پیتزا عطاویچ هرچند آوین جونم به خاطر خستگی نخورده خوابش رفت.  روز جمعه هم به تمیز کاری و مرتب کردن اتاق بچه ها و جابجایی وسایل گذشت. البته متاسفانه آوین جونم از صبح دل درد داره .

/ 0 نظر / 6 بازدید