خرید عید برای رایین جون و آوین جون

سلام. چند روز پیش تقریبا" خرید عید رایین جون و آوین جون انجام شد، فقط کفشاشون مونده. رایین جونم که کت تک اسپرت مشکی با دکمه های سفید، پیرهن سفید با دکمه های مشکی،کراوات و پاپیون مشکی و شلوار کتون سبز، آوین جونم هم پیرهن سفید سرمه ای و سبز و زیر سارافون و جوراب شلواری سفید. عشقای مامان مثل فرشته ها شدند. کلی براشون زدم به تخته. فقط می مونه آرایشگاه که فکر کنم هفته آخر می شه. 

این روزها رایین جونم به شکرآباد که هر شب ساعت 10 از شبکه نسیم پخش می شه ، علاقمند شده و تحت هر شرایطی باید اون رو ببینه و البته به خود سریال هم اکتفا نمی کنه و مجددا" تکرار اون رو  تو روز بعد، با علاقه می بینه و گاهی دیالوگها رو هم با آب و تاب برای بقیه تکرار می کنه.

چند روز پیش آوین جونم از خواب بیدار شد، چون ناهار نخورده بود ، براش غذا اوردم. بابایی به آوین جون گفت: موشی بیا ناهار بخور. آوین جونم که هنوز کامل از خواب بیدار نشده بود و سرحال نشده بود گفت: " موشی ناهارتِ" بابایی گفت: چرا موشی ناهارتِ؟ آوین جونم سرش رو به حالت قهر گذاشت روی اپن آشپزخانه و گفت: " ناهارتم" تو اون لحظه واقعا" دوست داشتی بخوریش از بس خوردنی شده بود.

/ 0 نظر / 4 بازدید