این آخر هفته و خانه تکانی عید

سلام، دیروز و امروز تقریبا" به خانه تکانی و انجام کارهای عید گذشت. و چون کل خونه به هم ریخته بود،آوین جون و رایین جون دو تایی رفتند خونه مادر. رایین عزیزم که با پرهان مشغول بازی بود و آوین جونم هم، با نازنین زهرا، دختر عموش . البته مادر شوهرم می گفت: آوین مرتب بهانه منو می گرفته و هر چند دقیقه یک بار می گفته مامانیمو می خوام.و وقتی هم که اومد چنان با اشتیاق پرید بغلم ، انگار چند روز منو ندیده. شب هم مرتب می خواست کمک کنه. و محبتش رو به عناوین مختلف ابراز می کرد. بغلش کردم و کلی بوسیدمش. بعد از اون همه کار احساس کردم من هم واقعا" دلتنگ این دستها ی کوچولو، آدمیزاد کوچولو بودم. از خدا خواستم که خدا هیچ مادری رو از بچه هاش و هیچ بچه ای رو از پدر و مادرش دور نکنه و همه اونها زیر سایه پدر و مادر بزرگ  بشند. الهی آمین

اما دیگه 90 درصد کارها انجام شده و کمی کارهای خرد و ریز مونده. که اون رو هم باید تو این چند روز باقیمانده انجام بدم. 

/ 2 نظر / 14 بازدید
مونوبلاگ

قوي ترين سيستم وبلاگدهي رايگان ايراني راه اندازي شد!! با ساخت وبلاگ در سيستم مونوبلاگ به صورت رايگان در صفحه اول گوگل قرار خواهيد گرفت و بازديد فوق العاده بالايي خواهيد داشت.... همين حالا به جمع مونوبلاگي ها بپيونديد براي ثبت وبلاگ به آدرس زير مراجعه کنيد www.monoblog.ir

آموزش مپ

مطلبي زيبايي بود. موفق باشيد. [قلب][قلب][قلب]