رایین جون با حال و هوای صفر

دیشب رفته بودیم خونه مادرشوهرم. رایین جون هم حسابی رفته بود بالای منبر و البته همراه با  کلی ورجه وورجه. و با آواز  روضه می خوند، البته به قول خودش. و همه اون چیزایی را که از این ور اونور، یاد گرفته بود را با حالت شبه روضه به خورد ما داد.

مثلا":

یا حسین جان. یا فاطمه جان همه جونا برند سرکار

یا فاطمه جان برا دوستم دعا کن . (با خنده پرسیدم کدوم دوستت)

ادامه داد برا آرمان دعا کن.

همه مریضا خوب شند.(البته دستاش رو هم به علامت دعا  آورده بود بالا)

یا فاطمه جان .

یا اباالفضل

یا امام حسین  جان

یا ابا صالح

من براتون دارم روضه می خونم.

ها ها ها

چرا منو نم برید خونه خداااااا؟

ها ها اااااا

و البته ما بینش کلمات دیگه غیر مرتبط با روضه رو  هم به کار می برد. چیزی که بیشتر جالب بود نحوه ادا ی اونها بود. اینکه سعی می کرد با حالت شبه گریان و با آهنگ شبیه روضه بخونه. خلاصه کلی معرکه گرفته بود . مادر بزرگش و بقیه از شدت خنده ، سرخ شده بودند. البته حیف که دوربین رو همرامون نبرده بودیم که فیلم بگیریم. حالا اگه یه بار دیگه تکرار شد حتما" فیلم می گیرم.

 

/ 0 نظر / 4 بازدید